محمد معصوم البكري ( نامى )

220

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

بجانب او مىرفت و پيچهاى كه بر زمين افتاده بر مىپيچيد . چون قرب مسافت بهم رسيده سلطان محمود خان حربه ( f . 164 a ) در دست نداشت . مشت ريگ برداشته در چشم ( او ) زد و او بهر دو دست چشمهاى خود را گرفت و سلطان محمود دستار بر سر پيچيده بدر رفت . و كاتب اوراق از سلطان محمود خان شنيده كه نفيرچى به او ملاقات نمود . امر به نفير كشيدن نمود . از سپاهيان چندى نزد او جمع شدند . حسن على پورانى اسب خود را به سلطان محمود خان داد ، و باز خود را مستعد ساخته بر سر آن مردم چنان تاختى آورد كه كس بسيار از كفار بقتل رسانيد ، و از آنچه سابقا مال و بندى آورده بود مع جمعى بدست آورد « 1 » . و در يساق « 2 » گجرات و كهنگار كمال شجاعت و بهادرى بجاى آورده . در هيچ معركه به تقصير از خود راضى نبوده . و نيز در حينى كه حضرت پادشاه جنت آشيانى به سند تشريف فرمودند ، پاى ثبات در دامن مردانگى پيچيده در قلعه دارىء بهكر داد تيقظ و هوشيارى داده ، بالآخرة كه در برابر كوت لهرى « 3 » جنگ صف با لشكر پادشاهى با اسن تيمور سلطان و شيخ على بيگ جلائر واقع شد نهايت تردد و بهادرى نمود ، و شيخ على بيگ بدست او مقتول گشت . و در سنهء ( b 164 . f ) خمسين و تسعمايه كه ميرزا شاه حسن حكومت ولايت سيوى را بخان مومى اليه تفويض نمود ، دران حدود چند قلعهء بلوچ كه سالها « 4 » در تصرف آنها بود مسخر گردانيد ، و سركشان و متمردان كوهستان را گوشمال داده مطيع و منقاد خود ساخت . و در سنهء احدى و ستين و تسعمايه كه ارغون و ترخان نسبت به ميرزا شاه حسن در مقام مخالفت و منازعت شدند مومى اليه به جمعيت خود از

--> ( 1 ) ف ندارد : كه كس بسيار الخ ( 2 ) ح : سفر ؛ م : جنگ ( 3 ) د : لوت كهرى ؛ ف : كوت كهرى ؛ م : كوه لوهرى ( 4 ) م : سالها سال